|
University of Tehran
|
زمانی که نشست بیجینگ در چین برگزار میشد، یک گزارشگر سی ان ان پس از گشتی در بازار شهر از تعداد زیاد مردمی که از بازار خرید میکردند اظهار تعجب کرد اما اگر او کمی بادقتتر به رفتار مردم دقت میکرد متوجه میشد که بیشتر مردم فقط کالاها را بازدید میکنند و تعداد بسیار اندکی از مردم واقعاً به قصد خرید به بازار میآیند. علت هجوم مردم به بازارها در واقع افزایش روحیه مصرفزدگی در مردم این کشور است. هر چند بحران اقتصادی جنوب شرق آسیا توانست مقداری از این روحیه مصرفزدگی را تعدیل کند، اما رقابت، فرار از حس حقارت و حتی سیاست تکفرزندگرایی باعث شده تا مردم چین هم برای تصاحب کالای برتر به فکر رقابت بیفتند. نظام خرید هم در شهرهای چینی با سایر مناطق جهان متفاوتند. در چین دستفرشوها خیلی بیشتر از سایر نقاط دنیا وجود دارند و بخش زیادی از مبادلة پولی مردم با این دستفروشیها انجام میشود.
به لحاظ رفتاری هم تغییرات زیادی در چین رخ داده است. دانشجویانی که از مناطق حاشیهای به دانشگاههای مرکز میآیند حاضر نیستند پس از فراغت از تحصیل به منطقه خود برگردند و ترجیه میدهند تا از مزایای زندگی در یک شهر میلیونی استفاده کنند. مجلات مد و لباس هم روز به روز در چین رونق بیشتری پیدا میکنند. هر چند این تغییرات معلول دلایل اقتصادی و اجتماعی پیچیدهای هستند اما واقعیت این است که رسانهها در این تغییرات نقش شتابدهنده را ایفا میکنند. مخصوصاً ماهواره، تلویزیونهای کابلی و دستگاههای پخش لوح فشرده در این امر نقش مهمی داشتهاند. البته از رسانهها در بخشهای مختلف یکسان نبوده است. به عنوان مثال اگر مردم شهرهای بزرگ مثل بیجینگ و شانگهای کالاهای لوکس را در خیابان میبینند، نمود عینی آنها را هم در بازار مشاهده میکنند در حالیکه این کالاها برای مردم مناطق دوردست فقط عناصری جذاب از فرهنگی دیگر محسوب میشوند. این مسأله باعث میشود تا رفتار خرید مردم در این دو منطقه هم بسیار متفاوت باشد.
کالاها و رسانهها دو مؤلفه معرف هستند و تبلیغات هم نقش میانجی را بین آنها ایفا میکند. در میانة دهه 1960 تبلیغات کالاها در چین ممنوع شد و این روند تا پایان دوره انقلاب فرهنگی تا اواخر دهة 1970 ادامه پیدا کرد. در سال 1982 تلویزیون مرکزی چین در ازای 60 ساعت برنامه تلویزیونی آمریکایی، 320 دقیقه امکان پخش آگهی تلویزیونی را به تولیدات سی بی اس واگذار کرد و این مسأله باعث شد مردم چین بتواند با محصولات خارجی آشنا شوند. کار و بار بنگاههای تبلیغاتی هم بالا گرفت و تعداد آنها از ده بنگاه دولتی در سال 1980 به بیش از 7000، که بیشتر آنها هم خصوصی بودند، در سال 1978 رسید. در سال 1987، 81000 کارمند صنایع تبلیغاتی چین با 966 روزنامه، 1788 مجله، 300 ایستگاه رادیویی و 360 ایستگاه تلویزیونی و وزارت فیلم، رادیو و تلویزیون این کشور، کار میکردند.
حرفی که هواداران عدالت میزنند این است که چنین توسعه اقتصادی یا ارتباطاتی الزاماً به یک وضعیت خوب منجر نمیشود. توسعه اقتصادی صرف، باعث میشود که نه تنها جامعه به سمت دموکراسی سوق پیدا نکند بلکه مثل مورد برزیل، جامعه به سمت جدایی[1] طبقاتی حرکت کند. برای حل این مشکل باید یک رویکرد توسعهگرایی فرهنگی اتخاذ شود. در این روش میتوان تاحدودی از توزیع نامناسب و سلسلهمراتبی ثروت جلوگیری کرد. توسعه بدون توجه به فرهنگ باعث میشود که انسانها در دامن رقابت برای تصرف کالاهای بهتر سقوط کنند و جامعه همه آنچه را که در طول قرنها بدست آورده را از دست بدهد.