تبليغاتX
> Persian Communications
University of Tehran

اصل این مقاله در  بهمن ۱۳۸۷ و در شماره ۴ نشریه فراسو به چاپ رسیده است.

در پاییز سال 1384، یک موسسه آموزشی با جعفر محمدی رتبه اول کنکور و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتماعی تهران تماس می گیرد و به او پیشنهاد می کند تا در ازای دریافت مبلغ 1.5 میلیون تومان اعلام کند که در کلاس های این موسسه شرکت کرده و بر اثر فعالیت های این موسسه توانسته در کنکور رتبه اول را به دست بیاورد. جعفر محمدی نپذیرفت. در همان زمان من در یک موسسه آموزشی خصوصی درس می دادم. دانشجویان همه قصد داشتند در کنکور رشته ارتباطات شرکت کنند. آنها از من خواستند برایشان جزوه بگویم. من به آنها توضیح دادم که این کار هرچند برای من آسان است اما اصلا به نفع آنها نیست و هر کس دیگری هم که برای آنها جزوه بگوید، در واقع آنها را فریب داده است. جلسه بعد که برای تدریس به موسسه رفتم، رئیس موسسه مودبانه از من خواست که برای داوطلبان جزوه بگویم تا آنها رونویسی کنند. داوطلبان به صورت دسته جمعی به روش تدریس من اعتراض کرده بودند. آنها می خواستند که فریفته شوند.

زمستان سال 1385 در یک موسسه معتبر دیگر درس می دادم. روزی که برای جلسه توجیهی رفته بودیم، مدیر موسسه به ما گفت که چنانچه داوطلبان را به سمت خرید سایر محصولات آموزشی هدایت کنیم، از خجالت ما در خواهد آمد. همه کسانی که در آن جلسه بودند، از رتبه های اول تا سوم کنکور بودند و اکثر آنها با تکان دادن سر تایید کردند. در پاییز سال 1386 شخصی به من مراجعه کرد و از من خواست در ازای دریافت چهار میلیون تومان پشت در جلسه کنکور کارشناسی ارشد بنشینم و به سوالات که به وسیله یک نفر از جلسه بیرون آورده می شود، پاسخ دهم. وی همچنین گفت در صورتی که به اندازه کافی شجاعت داشته باشم و جای داوطلب در سر جلسه بنشینم به من ده میلیون تومان پول می دهد و اگر برای او رتبه اول کنکور را کسب کنم، به من بیست میلیون می دهد که از این مقدار ده میلیون تومان پیش از جلسه پرداخت خواهد شد. من قبول نکردم. بعدها فهمیدم این شخص با یک گروه کار می کند و سایر اعضای آن  به سراغ کسان دیگری هم رفته اند و با برخورد سرد آنها مواجه شده اندِ چند در نهایت فهمیدم که با نفرات دیگری با قیمت های خیلی پایین تر به توافق رسیده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 13:5  توسط احسان شاقاسمي  | 

براي ديدن اصل اين مقاله در مجله فراسو‏ اينجا را كليك كنيد

علي ربيعي/احسان شاقاسمی 

1-مقدمه

ارتباطات دقيق و ارائه اطلاعات درست درمورد خطرات احتمالي می‌تواند نقش مهمي در پيشگيري از بحران‌ها، كاهش عوارض ناشي از بحران‌ها و اتخاذ تصميم مناسب در اين مواقع داشته باشد. وجود نظام­هاي ارتباطات بحران باعث شد تا بحران 11 سپتامبر در آمريكا به خوبي مديريت شود (فال 2004). پال شريواستاوا (1987) هم معتقد است در ميان مسائلي كه در حين يك بحران بايد به آنها توجه كرد، ارتباطات بيش از همه مهم است و با اين وجود كمتر از همه به آن توجه می‌شود؛ بنابراين در كشوري مثل ايران كه به لحاظ طبيعي، انساني، ژئوپولیتیک سیاسی و عوامل داخلی با بحران‌هاي زيادي مواجه است، ايجاد يك راهبرد ارتباطي براي مواقع بحران ضروري به نظر می‌رسد.

به نظر می‌رسد نه تنها نظام‌های سیاسی، بلکه همه سازمان‌ها نيازمند يك تيم آموزش ديده براي آمادگي مقابله با بحران‌هاي بالقوه هستند. اين تيم‌ها بايد با رسانه‌ها آشنا بوده و به اهميت زمان در ارتباطات واقف باشند. واكنش نامناسب ارتباطي، شتابزدگي و بي برنامگي باعث تشديد بحران خواهد شد و به شايعه، كه شايد مهمترين كژكاركرد ارتباطاتي بحران باشد، دامن خواهد زد. گذشته از اين، چنانكه گفته شد، خود ارتباطات آنچنان اهميت پيدا كرده كه چه بسا بتوان با روش‌هاي نرم افزاري ارتباطي، بحران را پيش از شروع متوقف كرد.

1-1بحران

مفهوم‌ ‌بحران‌‌(crisis) ‌از حيث درك، شناخت و حل آن بحثي بسيار حياتي و حساس براي دولت‌ها- به خصوص براي كشورهايي كه درحال سپري كردن دوران گذار هستند- به شمار می‌رود. جهان در آستانه هزاره سوم، به دليل سرعت بالاي تحولات ناشي از انقلاب ارتباطات و همچنين صورت‌بندي‌هاي جديد از نظم جهاني و تأثيرات آن بر حوزه‌هاي فروملي، با پيدايي آشوب‌ها و بحران‌ها‌ي نوين در سطوح ملي‌ مواجه شده است و این شرایط، فرآيندي از بحران‌ها‌ي اجتناب‌ناپذير را پيش روي جوامعي مانند ايران قرار داده است. بحران‌زا بودن وضعیت حال حاضر ایران باعث می‌شود که گاهی خود بحران به علت بحران تعبیر شود حال آنکه باید دانست که بحران‌ها- مخصوصاً انواع اجتماعی آن- مرحله نهایی یک فرآیند پیچیده ترهستند. مرحله اول در کار علمی با بحران ها، شناخت خود بحران است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 16:8  توسط احسان شاقاسمي  |